




با کلی تاخیر سال نو به همه ی دوستان گلمون مبارک.(البته هنوز هم بهاره و تا آخر بهار سال نو محسوب میشه مگه نه؟؟!
)
با کلللللللللللللللللللللی شرمندگی
از همه نازنینان که واقعا تو این مدت به یاد همتون بودم و برای سلامتی و برآورده شدن آرزوهاتون دعا می کردم تو چند ماه گذشته نتونستم بلاگو آپ کنم ولی به امید خدا می خوام در سال جدید در این زمینه از هیچ تلاشی فروگذار نکنم و بنویسم.
از احوالپرسی همه دوستای مهربونم ممنون و از اینکه نگرانتون کردم عذرخواهی می کنم. الحمدلله ما خوبیم. البته مشکلاتی بود که جلوی نوشتن منو می گرفت که سر یه فرصتی می نویسمشون.
به زودی با نوشته ها و عکسهای جدید به دیدن همتون می یائیم.
خوب شهریور هم اومد و ما هم مثل کارمندهای سر به راه و خوب رفتیم سرکار. سخته. هم برای من هم برای مامانم و حتما هم برای عسلی. اول و دوم شهریور که پنجشنبه و جمعه بود و شرکت تعطیل ولی از روز سوم که اومدم دوباره اخبار اعلام کرد طرح افزایش مرخصی مادران از ۴ ماه به ۶ ماه، به ادارات و دانشگاه علوم پزشكي ابلاغ شد.![]()
اي خدا آخه اين چه جور مملكتيه كه هنوز براي اجراي يه قانون پيزوري (البته اجرا كه مي شد كمي تغيير پيدا كرد) اينهمه بالا و پايين و معلق بازي در مييارن و همه مامان ها و نيني هاي مثل ما رو بلاتكليف مي ذارن. فعلا كه هم دارم ميرم سر كار، و هم با اين اوضاع احتمالا بابتش حقوقي نخواهم گرفت!! طبق گفته سحر جون هم از 31 مرداد به بعد كساني كه به مرخصي ميروند شش ماه ميتوانند استراحت داشته باشند. سازمان تامین اجتماعی هم كه همچنان خودش هم بلاتكليفه! خلاصه من كه از اول اردیبهشت مرخصیم شروع شده، نمیدونم ۳۱ مرداد آخرين روز مرخصيمه یا ۲۶ مرداد! آخه زنگ که زدم به تامین اجتماعی گفت ماه ها رو سی روزه حساب کنید نه سی و یک روزه!!! من که بالاخره نفهميدم اين افزايش شامل حال من هم مي شه يا نه؟؟!!!
فردا هم كه شركت اسباب كشي داره و از شنبه ۱۰ شهريور بايستي به ساختمان جديد بريم كه اين يعني اگه حتي مرخصي شش ماهه هم نصيب من بشود، باز هم بايستي هفته ديگه رو برم سر كار تا خداي نكرده خداي نكرده اسباب و وسايل و كامپيوتر و ميز اينجانب! به اصطلاح لوطي خور نشه و به دنبال اون خودم هم.... !!!!
راستي از خيلي از اقوام و دوستان و آشنايان و همكاران ميشنويم كه محبت ميكنند و به خونه محقر ما تو اين دنياي مجازي سر ميزنند ولي ما هيچ وقت اثر و ردپا و اسمي از ايشان اينجا نديديم! از اونجا كه اين دفترچه خاطرات الكترونيكي بهرسم امانت نزد ماست و قراره بعد از چند سال به صاحب اصليش عسل تحويل داده بشه از كليه خوانندگان محترم دعوت ميكنيم در تكميل و به يادگار گذاشتن اين دفترچه همكاري كنند تا عسل هم در آينده دوستان خود را فراموش نكنه و بدونه كه چقدر همگي به ما لطف داشتند و دارند و ما هميشه قدردان اين دوستاي عزيز هستيم و خواهيم بود.